|
English Text
|
| صفحه اصلی| عضویت رایگان|نقشه سایت|میعادگاه بلاگ|گروه میعادگاه|سایت تفریحی میعادگاه |
دانلود جدید ترین آلبوم های و آهنگ ها
جدیدترین دانستنیهای پزشکی و بهداشتی
دانلود جدیدترین البوم های موسیقی
گزارش های تصویری با عکس های دیدنی
عضویت در گروه بزرگ دختران و پسران ایرانی در یاهو
برنامه و بازی برای انواع گوشی موبایل
علاقه مندان شعر برای دیدن کارگاه شعر عجله کنن !
آستانه حضرت دوست با مطالب خواندنی
سه شنبه 12 آذر 1387
آمار بازدیدها:
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
اطلاعات سایت :
كل مطالب :
كل نظرات :
مدیران :
◊ ضربالمثلهای انگلیسی به همراه ترجمه و معادل فارسی آنها
◊ INTERVIEW WITH GOD/گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا
◊ برخی از ضرب المثل های ایرانی به همراه معادل انگلیسی آنها
◊ تنهایی

"A chain is no stronger than its weakest link."
ترجمه: «استحکام زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است.» ویلیام شکسپیر در نمایشنامه ژولیوس سزار
"A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once."
ترجمه: «ترسو هزاربار پیش از مرگ میمیرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را میچشد.»
مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است.»
مترادف فارسی: «ترسو مرد!»
"A poor workman blames his tools."
ترجمه: «کارگر بیمهارت، ابزار کارش را مقصر میداند.»
متراف فارسی: «عروس نمیتوانست برقصد، میگفت زمین ناهموار است.»
"A bird in the hand is worth two in the bush."
ترجمه«یک پرنده در دست، بهتر از دوتا روی درخت است.»
مترادف فارسی: «سرکه نقد به از حلوای نسیه.»
I dreamed I had an interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
God asked
خدا گفت
So you would like to interview me
پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
I said If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشید
God smiled
خدا لبخند زد!
My time is eternity
وقت من ابدی است
Like father , like son پسر كو ندارد نشان از پدر ؛ تو بیگانه خوانش نخوانش پسر
Knowledge is power. توانا بود هر كه دانا بود
There is no fool like an old fool سر پیری و معركه گیری
An early bird catches the worm سحر خیز باش تا كامروا شوی
It is the case of tit for tat چیزی كه عوض داره گله نداره
He who blows into fire will have sparkles in his eyes چاه مكن بهر كسی اول خودت دوم كسی
Henpecked.....زن ذلیل
patriarch.......مرد سالاری
Matriarch......زن سالاری
Are U happy or married..........مجردی یا متاهل.؟
Sissyboy......اواخواهر
night night boy.......سوسول
push arround the bush........طفره رفتن
I must talk so my self....تعریف از خود نباشه..
He`s all thumb......ادم شلخته
She doesn`t lift a finger..........دست به سیاه و سفید نمیزنه
Whenever he opens he`s mouth he puts he`s feet in it.......اومد حرف بزنه راه رفت
He has a big mouth.......ادم دهن لق
Are u with me........داری منو...؟
Don`t look the other way..........خودتو به کوچه علی چپ نزن
Poor fellow.........بنده خدا
He is post master at ..............طرف خدای فلان کار است
Cut my legs and call me shorty........تو گفتی و منم باور کردم
She`s a liar liar........یه روده راست تو شکمش پیدا نمیشه
Demmure girl..........دختر ناز نازی
ta ta for now.......(موقع خداحافظی معمولا میگوییم) ..........فعلا..
عاشق بودن.....!
بر پا ساختن ستون های استوار بر بناهای احساسات است
ولی جایی نیز برای تغییر بگذار . چون.........!
داشتن احساس یکسان در تمام عمر برای رشد تجربه و آموختن نمی گذارد .
To love some one…..!
Strong bas for your feelings but leare room
For some fluctuation . beacaose……!
No room for growth experience and learning .
If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.
-- Stone Temple Pilots
اگر تو خواستی قبل از من بمیری
بهم بگو که می خوای یه دوست رو هم همراه خودت ببری یا نه .

It is impossible to capture in words
نمی توان درواژه ها گنجاند
The feeling I have for you
احساس من را به تو
They are the strongest feeling that I
احساس من به تونیرومندترین احساسی است
Have ever had about
که تاکنون داشته ام
Yet when I try to tell you them
با این حال هنگامی که می خواهم آنرا به تو بگویم
Or try write them to you
یا حتی آنرا برایت بنویسم
The words do not even begin to touch
واژهای را نمی یابم که حتی بتواند
The depths of my feelings
.....احساسی نزدیک به ژرفای احساس مرا بیان کند
By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.
An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?
وقتی خدا مادران را می آفرید در روز ششم تا دیروقت كار می كرد.
فرشتهای اومد و پرسید: چرا اینقدر روی این یكی وقت می گذاری؟
و خدا پاسخ داد :
می دونی چه خصوصیاتی در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟